نوشته شده توسط : shavour

یه بار رفته بودم درمانگاه آمپول بزنم،

یه بار رفته بودم درمانگاه آمپول بزنم،
یه دختره اومد آمپولمو بزنه، معلوم بود خیلی تازه کاره!
همینجوری که سرنگو گرفته بود توی دستش،
لرزون لرزون اومد سمت من و گفت:
“بسم الله الرحمن الرحیــــم”
منم که کپ کرده بودم از ترسم گفتم:
“اشهد ان لا اله الا الله”!
هیچی دیگه…
انقدر خندید که نتونست آمپولو بزنه و خدارو شکر یکی دیگه اومد زد ..!




:: بازدید از این مطلب : 632
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 10 مرداد 1395 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران